الشيخ رسول جعفريان

570

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اطراف داشت . پيمان شكنى هر روزه و گذشتن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از پيمان شكنان ، زمينه را براى نقض عهدهاى مكرر آماده مىكرد . در چنين شرايطى زندگى براى مسلمانان كه تنها پايگاهشان مدينه بود ، ناممكن مىنمود . قريش با اين اقدام خود ، يك يار جدى را در مدينه از دست دادند و اين نه تنها پيروزى بر يهوديان بلكه بر مشركان نيز بود . حسان بن ثابت از واقعهء بنى النضير به عنوان هشدارى براى قريش ياد كرد . « 1 » خداوند در ادامهء آياتى كه دربارهء جنگ احزاب است در آيهء بيست و ششم و بيست و هفتم سوره احزاب مىفرمايد : « از اهل كتاب آن گروه را كه به ياريشان برخاسته بودند از قلعه هايشان فرود آورد و در دلهايشان بيم افكند . گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيدو خدا زمين و خانه‌ها و اموالشان و زمينهايى را كه بر آنها پاى ننهاده‌ايد به شما واگذاشت . و خدا بر هر كارى تواناست . » « 2 » اكنون مدينه بطور كامل در اختيار مسلمانان قرار گرفته و يهوديان همگى گرفتار نقض عهد خويش شده يا مدينه را ترك كرده يا كشته شده بودند . غنايم بر جاى مانده پس از برداشته شدن خمس آن ، ميان مسلمانان تقسيم شد . از جمله به زنانى كه در ايام جنگ به مسلمانان كمك كرده بودند سهمى تعلق گرفت . سعدبن معاذ نيز كه رگ دستش در اثر تيرى در محاصره احزاب قطع شده بود پس از چند روز به شهادت رسيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم علاقهء فراوانى به سعد داشته ، در تكفين و تشييع و تدفين او حاضر شد و در پايان بر سرگور او برايش دعا كرد . زمانى كه خبر بنى قريظه به خيبر رسيد ، يهويان آن ناحيه دانستند كه لحظه‌اى تأمل بدان معناست كه كار يهود در حجاز خاتمه يافته است ؛ آنان مصمم شدند تا سر فرصت با بهره گيرى از ديگر يهوديان تيماء ، وادى القرى و فدك به جنگ مسلمانان بشتابند . « 3 » جنگ با قبايل و ثبات مدينه دو مسأله مهم براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اهميت داشت ، يكى جلوگيرى از تجاوزات قبايل كوچك و بزرگ اطراف حجاز ، ديگرى ايجاد زمينه براى پذيرش اسلام ؛ دربارهء نكتهء دوم گفتنى است كه اعراب باديه نشين حجاز بويى از فرهنگ الهى و انسانى نبرده و به نوعى

--> ( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 273 ( 2 ) . با توجه به اين آيه و آنچه عموم سيره نويسان دربارهء سرنوشت قريظيان آورده‌اند ، جاى ترديدى در از بين بردن مردان قريظى باقى نمىماند . گو اين كه برخى از متأخران در اين باره ترديد كرده و محققى با ادلهء تاريخى به آن ترديد پاسخ گفته است ؛ نك : مجلهء نور علم ، ش 12 ، 13 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 530